-
منو ببخش
پنجشنبه 17 آذرماه سال 1384 15:31
منو ببخش منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم تو خواب دیدم تو رو دیدم همیشه فکر می کردم تو تنها تصویر هستی
-
فاصله یعنی تو ...
پنجشنبه 17 آذرماه سال 1384 15:25
فاصله یعنی تو ...
-
دوستی
پنجشنبه 17 آذرماه سال 1384 15:22
دوستی گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بی ن من و عشق تو فاصله ای نیست گفتم کمی صبر کن گوش به من ده گفتی که نه بای د برم حوصله ای نیست گفتم کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشتو پناهت ، به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
-
به یاد دوست
پنجشنبه 17 آذرماه سال 1384 15:14
به یاد دوست یاد آن روز بخیر که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم میگویند نخستین عشق که در شباب جوانی وجود انسان را فرا می گیرد هرگز فراموش شدنی نیست و آتش سوزنده آن عقل و دل ودین انسان را پایمال می کند. من میگویم که عشق از نخستین روز تا واپسین دم حیات این بشر را چون شمعی فروزان زنده نگه میدارد و نشاط...
-
به غیر از تو نخواهم
پنجشنبه 17 آذرماه سال 1384 15:11
به غیر از تو نخواهم من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی دل من میل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی دیده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی مـن کـه بیمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی میتوانی به...
-
ماه من
پنجشنبه 17 آذرماه سال 1384 15:07
ماه من خودم را بالا میکشم بر شانهی زندگی تا دم ستارهها و میبوسم ذهن زیبای تو را مثل ماهی که به ماه میگوید آب یک جرعه مینوشم و تو را مزه مزه میکنم در لابلای کلمات.
-
باورم کن
پنجشنبه 17 آذرماه سال 1384 15:04
باورم کن اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمی دم که می خندونمت ولی می تونم باهات گریه کنم اگه یه روز نخواستی به حرفای کسی گوش کنی بهم بگو .... قول می دم که خیلی ساکت باشم اگه یه روز خواستی در بری حتما خبرم کن قول نمی دم که ازت بخوام بمونی اما می تونم باهات بدوم اگه یه روز سراغم رو گرفتی و خبری ازم نشد سری بهم بزن...
-
راه نرفته
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 15:28
راه نرفته
-
فال نامه
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 15:25
فال نامه برای دیدن فال خود کافیست اول در دل نیت کنید سپس بروی یکی از دایره ها کلیک کنید
-
با من بمان ...
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 15:23
با من بمان ... با من بمان که هرم نفس هایت گرمی سرای من است و گرمی دستانت آرامش بخش رویا های من میلاد تو شادی بخش هستی من است و وجود تو بهانه سر مستی من ! بهترینم با من بمان ... بمان و فراموشم نکن ... تقدیم به تنها مرد زندگیم کسی که حاضرم فوقانی ترین هستی ام را به او ببخشم ! و تا ابد در کنارش باشم ...
-
دلتنگی
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 15:09
دل تنگی دلتنگی چه حس بدی است تنهایی چه حس بدی است کاش پاره ای ابر میشدم دلم مهربانی میبارید کاش نگاهم شرار نور میشد آشتی میداد و که دوست داشتن چه کلام کاملی است و من چقدر دلم تنگِ دوست داشتن است همه چیز آنجاست ...
-
تقسیم عشق
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 15:04
تقسیم عشق نه می توانم خود را از تو پس بگیرم و نه میتوانم تو را پس بدهم . زیستن بدون انتظار چیزی را کشیدن هولناک است شاید زندگی بدون انتظار معنی حقیقی خود را از دست بدهد . خوشبختی ها منصفانه تقسیم نشده اند . چگونه می شود دست از گذشته برداشت؟ همه چیز آاست...
-
کاش در کنارم بودی
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 14:57
کاش در کنارم بودی امشب دلم به اندازه ای تنگ که نمی توانم یک لحظه هم آرام بنشینم امشب دلم مانند پرنده ای است که در کنج قفس به امید روزهایی روزها را سپری می کند که شاید روزی بتواند در آسمان آبی پرواز کند دل من هم به امید آن روزهایی خوش است . که روزی بتواند در آسمان عشق تو پرواز در آید عشق من کاش در کنارم بودی و از نزدیک...
-
بی وفا
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 14:53
بی وفا شاید در این لحظه داز بگویی که چقدر او بی وفاست شاید در این مدت که فاصله ها بین ما جدایی انداخته بگویی مه او وفا نداشت ولی این را بدان که فاصله ها که هیچ حتی مرگ هم نمی تواند عشق تو را از سینه ام پاک کند این را بدان که همیشه بیادتم و کاش بدان اندازه که من تو را دوست دارم تو هم مرا دوست داشته باشی درست هست که در...
-
خلوت دل
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 14:46
خلوت دل در تمام لحظه هایم هیچ کس خلوت تنهاییم را حس نکرد آسمان غم گرفته هیچ گاه برکه طوفانیم را حس نکرد آنکه سامان غزلهایم از اوست بی سرو سامانیم را حس نکرد
-
کاش همه حرفهایم را میشنیدند
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 14:43
کاش همه حرفهایم را میشنیدند کاش آسمان حرف کوچه را می فهمید و اشکهای خود را نثار گونه های خشک او می کرد کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیازی نبود کاش دلها آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شدند کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست کاش می شد...
-
لحظه های انتظار
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 14:34
لحظه های انتظار سحر می آید و چشمهای من به افق خیره است. هوا دلنشین است ومن نگران که مبادا امروز مثل فردا سپری شود. هر روز من مثل دیروز است . چشمهای من نگران به در است .هر روز اینطور است . عادت کرده ام به این روزها . هر روز مثل هر روز است. فقط برای من این روزها می آید و می رود. فقط همین ولی من به امید روزهایی نشسته ام...
-
روزی به تو خواهم رسید
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 14:18
روزی به تو خواهم رسید به انتظار روزی خواهم نشست که صلابت دستانت فاتح خود باختگی ام باشند... ای نفس های زلال آب! به انتظار روزی خواهم نشست که در ژرفای قلب تو عشق را به پایکوبی هزاران هزار گل سرخ ببرم...
-
تنهایی
سهشنبه 15 آذرماه سال 1384 14:13
تنهایی کسی کنارم نیست که دستهایم را به شوق دیدن چشمان او تکان بدهم و شعرهایم را اگر چه چرک نویسند و نیمه کاره هنوز به او نشان بدهم چقدر شب شده است فقط منم و اتاقی که مثل من تنهاست و پشت پنجره ای که کسی کنارش نیست سکوت هاله دلگیر ماه مهربان پیداست...
-
کاش ...
دوشنبه 25 مهرماه سال 1384 20:38
کاش ... دلم میخواهد بال هایی داشته باشم که با آن به سوی آسمان آبی پرواز می کردم و بر روی سقف آبی آسمان می نوشتم که دوستت دارم تا تمام دنیا بفهمند من عاشق تو هستم. دلم میخواهد مهتاب را از جا در بیاورم و به جای مهتاب چهره تو را در آسمان بگذارم دلم میخواهد ستاره ها دسته به دسته بچینم و در سبد بریزم و با ستاره ها نام تو...
-
بخش موزیک
دوشنبه 25 مهرماه سال 1384 20:37
به بخش ترانه های وبلاگ عشق و دوستی خوش امدید لنگه کفش (محسن چاووشی) بچه های جنوب دل عشق ۲حرفی خیانت البته فکر نمینکنم این اهنگ باشه خاطره های مرده ورژن جدید توپ رئیس خوشگلا لنگه کفش برای اولین بار (احسان خواجه امیری) ۱.برای آخرین بار ۲.خیال تو ۳.لبخند اجباری ۴.انگار که نه انگار ۵.وقتی که تو باشی ۶.غریبانه ۷.ترانه خوان...
-
دوستت دارم
دوشنبه 25 مهرماه سال 1384 20:36
دوستت دارم اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای به خدا بدان که این دست خودم نیست! اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست! دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در...
-
خداحافظی
دوشنبه 25 مهرماه سال 1384 20:35
خداحافظی فردا اگر ز راه نمی آمد من تا ابد کنار تو می ماندم من تا ابد ترانه عشقم را در آفتاب عشق تو می خواندم در پشت شیشه های اتاق تو آن شب نگاه سرد سیاهی داشت دالان دید گاه تو در ظلمت گویی به عمق روح تو راهی داشت لغزیده بود در مه آیینه تصویر ما شکسته و بی آهنگ موی تو رنگ ساقه گندم بود موهای من ، خمیده و قیری رنگ رازی...
-
جدایی !!
دوشنبه 25 مهرماه سال 1384 20:34
جدایی !! رفتی؟ با خاطراتت؟ با محبتهای دلت؟ با چشمان خیس؟ رفتی اما خیلی زود رفتی . بدون خداحافظی ، بدون یه کلام حرف ناگفته! می دانستم می روی اما نه به این زودی! خاطراتت تا ابد در قلبم نگه خواهم داشت مطمئن باش! خاطره هایی که با هم بودیم مثل لیلی و مجنون. خاطره هایی که با هم درد و دل می کردیم مثل عاشق و معشوق. خاطره هایی...
-
تقدیم به تو
دوشنبه 25 مهرماه سال 1384 20:32
تقدیم به تو این شعر را برای تو می گویم در یک غروب تشنه تابستان در نیمه های این ره شوم آغاز در کهنه گور این غم بی پایان این آخرین ترانه لالاییست در راه گاهواره تو باشد که بانگ وحشی این فریاد پیچد در آسمان شباب تو بگذار سایه من گردان از سایه تو دور و جدا باشد روزی بهم رسیم که گر باشد کس بین ما ، نه غیر خدا باشد من تکیه...
-
در کنار تو
دوشنبه 25 مهرماه سال 1384 20:30
در کنار تو شادم که در خیال تو می گریم شادم بعد وصل تو باز اینسان در عشق بی زوال تو می گریم پنداشتی که چون زتو بگسستم دیگر مرا خیال تو در سر نیست اما چه بگویمت که جز این آتش بر جان من شراره دیگر نیست شب ها چو در کنار لخلستان کارون ز رنج خود به خروش آید فریاد های حسرت من گویی از موج های خسته به گوش آید شب لحظه ای به...
-
دلم گرفته
دوشنبه 25 مهرماه سال 1384 20:29
دلم گرفته آسمان همچو صفحه دل من روشن از جلوه های مهتاب است امشب از خواب خوش گریزانم که خیال تو خوش تر از خواب است خیره بر سایه های وحشی بید می خزم در سکوت بستر خویش باز دنبال نغمه ای دلخواه می نهم سر یه روی دفتر خویش تن صدها ترانه می رقصد در بلور ظریف آوایم لذتی ناشناس و رویا رنگ می دود همچو خون به رتگ هایم آه ......
-
جدایی
دوشنبه 25 مهرماه سال 1384 20:26
جدایی رفتم ، مرا ببخش . مگو او وفا نداشت راهی به جز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا با اشک های دیده زلب شسته دهم رفتم که نا تمام بمانم در این سرود رفتم که با نگفته به خود عابرو دهم رفتم مگو ، مگو ، که چرا رفت ، ننگ بود عشق من و نیاز...
-
گذشت
پنجشنبه 7 مهرماه سال 1384 20:49
می شه هیچ چیز رو ندید فقط نگاه کرد روزای مقدسو خورد و فدات کرد اما عشق فریاد یک درد عمیق شبای عشق و نمیشه بی صدا کرد غربت صدای گرم درد بی تو بودنه بی صدا شکستنم صدای شعرای منه مثل خوشبختی تو دوری از من اما همیشه طعم گریه های تو تلخی حرفهای منه من مصیبت و با رفتنت،شناختم به جای ترانه ها مرتیه ساختم قصه هام ،غم نامه ای...
-
غروب غم آلود
سهشنبه 29 شهریورماه سال 1384 20:28
در تمام لحظه هایم هیچ کس خلوت تنهاییم را حس نکرد آسمان غم گرفته هیچ گاه برکه طوفانیم را حس نکرد آنکه سامان غزلهایم از اوست بی سرو سامانیم را حس نکرد