کاش بودم لاله تاچویند درصحرا مرا
کاش داغ دل هویدا بود ازسیما مرا
کاش بودم چون کتاب افتاده درکنج خموش
تانگردد روبرو جز مردم دانامرا
کاش بودم همچوعنوانی نشان روزگار
تانبیندچشم تنگ مردم دنیامرا
کاش بودم همچو شمع تابهرنگاه دیگران
درمیان جمع سوزانندسرتاپامرا
کاش بودم همچوشبنم تامیان بوستان
بودهرشب تاسحردردامن گل جامرا
کاش "قدسی" ازهواپرمی شدم همچوحباب
تابه هرجا جای میدادنددربالامرا