ღღ ایستگاه عشق و عاشقی ღღ

به ایستگاه عشق و عاشقی خوش آمدید ** امیدوارم لحظه ها و دقایق خوبی را همراه با ما داشته باشید ** لطفا با نظرات و پیشنهادات خود ما را در هر چه بهتر کردن وبلاگ یاری نمایید


مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 13 بهمن ماه سال 1384
دیگر برای اینکه گریه نکنم  هیچ بهانه ای ندارم

 
دیگر برای اینکه گریه نکنم
هیچ بهانه ای ندارم
گریه گاهی رمز تدبیر اشتباهات است
کاش چمدان عشقمان را آنقدر سنگین
نمی بستیم که وسط راه آنرا به زمین بیاندازیم
وراه را بدون آن ادامه بدهیم
زندگی بدون عشق اینقدرخالیست که بعضی مواقع حتی زودتر از سکوت می شکند
وتو ایکاش مرا می فهمیدی
حالا که می روی قرارمان هیچ ولی بگو به چه بهانه
 
 
پنجشنبه 13 بهمن ماه سال 1384
براش بنویس دوستت دارم

براش بنویس دوستت دارم
آخه میدونی
آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفهاشونو از یاد میبرن
ولی یه نوشته , به این سادگیها پاک شدنی نیست .
 

گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره
ولی تو بنویس ..

تو ...
بنویس .
 
یه کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسیر میشه
یه قناری باید به خوش آوازیش ایمان داشته باشه وگرنه ساکت میشه
یه لب همیشه باید توش خنده باشه وگرنه زود پیر میشه
 
یه صورت همیشه باید شاد باشه وگرنه به دل هیچ کس نمی چسبه
دفتر نقاشی باید خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفید فرقی نداره
یه جاده باید انتها داشته باشه وگرنه مثل یه کلاف سردرگمه
   
یه قلب پاک همیشه باید به یه نفر ایمان داشته باشه وگرنه فاسد میشه
یه دیوار باید به یه تیر تکیه کنه وگرنه میریزه
یه چشم اشک آلود ، یه دل غم آلود ، یه کبوتر عاشق ، یه قناری خوش آواز ، یه لب خندون ،
 
 
 
 یه صورت شاد ، یه جاده با انتها ، یه دفتر نقاشی ، یه قلب پاک، یه دیوار استوار ،
 فقط یه جا معنی داره ،
جائی که چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت کبوتر عاشقی مثل من باشی ،
شنونده آواز قشنگت من باشم ، لبای کوچیکت رو من خندون کنم ،
 
 
 
نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم ، و فقط از اینکه به من
تکیه می کنی احساس مسئولیتم بیشتر میشه
 
چهارشنبه 12 بهمن ماه سال 1384
تقدیم به تمام کسانی که قلبی سرشار از عشق دا رند

 

                           تقدیم به تمام کسانی که قلبی سرشار از عشق دا رند             

             چه بی شکوه توی ساحل جدایی
             همه هیچه همه پوچه با تمام دلربایی
                 زندگی چه ناتمومه مثل شعرای گذشته ام
               مثل حرفهای تو نامه که تا امروز می نو شتم
             زندگی پر از شکسته برای تنهاترین ها
              حس تلخ مردن در لحظات واپسین ها

                

چهارشنبه 12 بهمن ماه سال 1384
سزاوار پرستش

eshg & dosti

 
ای کاش می توانستم باران باشم تا تمام غمهای دلت را بشویم
ای کاش می توانستم ابر باشم تا سایه بانی از محبت برویت می گسترانیدم
ای کاش می توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمت ابری می شد باریدن می گرفت
ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت بنشینم و غنچه بسته لبانت را بگشایم
ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز می کردم
و ای کاش سایه بودم تا نزدیک ترین کس به تو می شدم...
آری ای کاش سایه بودم تا همیشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم
سحر خندان
همیشه شاد باشید
چهارشنبه 12 بهمن ماه سال 1384
سهم من

یا لطیف
 سهم من از شب
شاید
همان ستاره ای باشد
که همیشه پنهان است
همیشه
همیشه
همیشه
و یا به قول قاصدکها
ستاره ی من
همان است
که پیدا نیست

 

 

 

نماد وبلاگ


آرشیو

موضوعات وبلاگ
آرشیو یادداشتها

موزیک

برای اطلاع از به روز رسانی وبلاگ و دریافت مطالب وبلاگ به صورت ایمیل .عضو گروه ما شوید

نام 
   
ایمیل


 

تعداد بازدیدکنندگان

تعداد بازدیدکنندگان : 52298


طراح قالب